|
سرورم غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده ، خاطرم را پریشان ساخته وآرامش دلم را سلب نموده است ( امام صادق)
|
برداشت هفتم : بغضی از سر ارادت
ظرف خرمایی روی میز مقابل من بود . هر خبرنگاری رد می شد یکی بر می داشت و هسته اش را روی سینی مقابلم پرت می کرد . بنده خدایی گفت الان دکتر بهت گیر میده . گفتم نه بابا من که نخوردم بعدش هم در این شلوغی که دکتر حواسش به اینجا نیست .
ظهر شد و موقع نماز هر کاری کردند دکتر جلو نایستاد . نماز دوم که تمام شد ، دکتر برگشت و رو به من کرد و گفت بعضی از مردم اینجا محتاج یک دانه خرما هستند و گیر نمی آورند بخورند . بغضم گرفته بود و در دل خوشحال . خوشحال از این همه حساسیت و این همه حواس جمع . و بغضم گرفته بود از برخی که در آن دنیا چگونه باید پاسخ گویند که فرموده اند :
فی حلاله حساب و فی حرامه عقاب