|
سرورم غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده ، خاطرم را پریشان ساخته وآرامش دلم را سلب نموده است ( امام صادق)
|
علامه دوانی مرحوم شده بودند. تلویزیون داشت مراسم تشییع پیکر ایشان را نشان می داد.
آنزمان فضای سیاسی کشور بشدت سنگین شده بود . در اوج تقابل و رویارویی کشور با "یکپارچه ترین صف دشمنان پس از انقلاب" و در حالی که دشمن در مرزها به خود آرایش نظامی گرفته بود و در اوج "بزرگترین مبارزه سیاسی پس از انقلاب" با جهان استکبار در بحث هسته ای که کشور نیاز مبرمی
در حالی که تلویزیون داشت مراسم تشییع پیکر مرحوم دوانی را نشان می داد؛ به دکتر گفتم آقای دکتر شنیدید آقای دوانی قبل از فوتشان و بخاطر موضع گیری برخی از اعضا خانواده شان چه مکتوبی نوشته اند. گفت:
هنوز کلامم تمام نشده بود که دیدم دکتر با آنهمه غرورش سرش را به پایین انداخت و در حالی که نامه های روی میز را جابه جا می کرد و می خواست از من پنهان کند، قطرات اشک از چشمانش جاری شد. کلامم را خوردم و سکوت سنگینی بر فضا حاکم شد...
در دلم می گفتم که حتما این اشک های دکتر بخاطر
دکتر سرش را بالا آورد و گفت: ما چطور می توانیم بیش از هزار سال غریبی و تنهایی و فشار بر روی مولایمان را حتی برای لحظه ای تصور کنیم. خدا یک قطره ای از آن اقیانوس بیکران غربت ها و فشارهایی که امام زمانمان بصورت مستمر از دست دوستان و دشمنان می کشد، به ما هم می چشاند تا ما هم ذره ای غربت و تنهایی امام زمانمان را درک کنیم...
برداشت دوم: پله پله تا ثریا...
حدوداً 10 شب بود. وقتی چهره نگران آقای نجار وزیر دفاع را دیدم، احساس کردم اوضاع خیلی هم طبیعی نیست. نماینده نیروهای نظامی کشور طبق عرف همکیشان خود آدمی است جدی وکمتر خوشحالی یا غم در چهره اش نمایان.
حوالی ساعت 11 شب که شد، چراغهای سالن روشن شد و آقای رنجبران و خبرنگاران دیگر را در سالن دیدم. مطمئن شدم حتماً خبرهای مهمی در حال وقوع است.
آقای نجار زودتر آمدند پایین و تبریک گفتند برخلاف عرف نظامیشان چهره شان سرشار از خوشحالی و شور بود. تبریکی به دوستان گفتند و بیان کردند که ماهواره با موفقیت در مدار قرار گرفت . دیشب از آن روزهایی بود که دکتر نیز خیلی خیلی خوشحال بود. قرار بود بخاطر کسب چنین افتخاری رئیس جمهور با مردم سخن بگویند.
دوربین ها روشن شد و...
برداشت سوم: حواشی سخنان دکتر (نقل به مضمون)
*
*دکتر در صحبت های خود گفت الان که لحظه پرتاب موشک بود در ارتباطی که با آنجا داشتیم شور و حال خاصی بین دانشمندان و جوانان مان برپا بود. فریادهای مداوم الله اکبر و ذکرهای این جوانان انسان را به یاد فضا، حال و هوا و حماسه های دفاع مقدس می انداخت.
*دکتر اطلاعات ریز و دقیقی با رعایت اصطلاحات فنی راجع به فناوری به دست آمده توسط جوانان ایرانی بیان نمود. لازمه حضور در فضا دستیابی به پیشرفته ترین علوم جهان است.
*این ماهواره در شبانه روز حدودا 15 بار در مدار بیضوی خود به دور زمین می گردد و فردا پیام تصویری ملت ایران از زبان خادمشان به همه انسانهای آزاده و عدالت طلب جهان
*
*صدا و سیما باید ابعاد فنی، سیاسی، فرهنگی، علمی و از همه مهمتر انسانی این پروژه را برای مردم بیان کند. ابعاد انسانی و اراده فولادینی که در پس چنین موفقیتی است و روحیه اعتماد به نفس و خودباوری که در شرایط تحریم و با کمترین امکانات چنین معجزه ای را ممکن می نماید، باید برای جهانیان بیان شود.
*کشورهای غربی نه می توانند خیلی صریح بگویند که ما با چه سرعتی، چه تکنولوژی پیشرفته ای را بدست آورده ایم. چون بیان آن باعث بهت جهانیان و عزت بیش از پیش ایران اسلامی می شود و نه می توانند نگویند که ما در عرصه های علمی با چه سرعتی به چه سطوحی ازتکنولوژی دست یافته ایم. چون در برابر پیشرفت های ملت ایران نمی توانند عصبانیت خود را پنهان کنند...
*
*
*
*
برداشت آخر: یک چشم زدن غافل از آن یار نباشیم...
آقای نجار خیلی خوشحال بود. اگر دیدار مردمی بود و کمی دور دکتر شلوغ بود، حتما او هم قاطی مردم می پرید و یک ماچ جانانه از دکتر می کرد. شب از نیمه گذشته بود وخبرنگارها رفته بودند. سردار نجار با حالات خاصی به دکتر گفت آقای دکتر یک مطلبی را بچه ها تاکید کردند، به شما بگویم
خنده از لبان دکتر محو شد. ایستاد و رو به آقای نجار کرد و گفت: آقای نجار اشتباه نکن. هر فیض و خیری که در این عالم به کائنات و هستی می رسد از ناحیه امام است وامام زمان
به دکتر نگاه می کردم و به رسالتی که شبانه روز خود را وقف آن نموده، می اندیشیدم . رسالت و عشقی که باعث شده او شبانه روز در شادی و غم بکوشد....